السيد ابو القاسم النقيبي

96

اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني

اندر دل هر ذرّه خورشيد جهان تأبى است * من تابش آن خورشيد از روى تو مىبينم در بحر محيط عشق شد غرق وجود « فيض » * واين چشم گهربارش واسوى تو مىبينم * * * علم رسمي از كجا عرفان كجا * دانش فكرى كجا وجدان كجا عشق را با عقل نسبت كي توان * شاه فرمان ده كجا دربان كجا دوست را داد آن نشان ديد اين عيان * در حقيقت اين كجا وآن كجا كي دل بي عشق بيند روى دوست * قطره‌ى خون از كجا عمّان كجا دردها را عشق درمان مىكند * عشق نبود درد را درمان كجا عشق اين را اين وآن را آن كند * گر نباشد عشق اين وآن كجا هم سر ما عشق وهم سامان ما * عشق اگر نبود سرو سامان كجا عشق خانمان هر بي خانمان * « فيض » را بي عشق خانمان كجا * * * از نور نبي واقف اين راه شدم * وز مهر على عارف اللَّه شدم چون پيروى نبي وآلش كردم * ز اسرار وحقائق همه آگاه شدم وغير اينها كه اشعار علمي واخلاقى طريفه‌اش بسيار ودر مطاوي كلمات مصنّفاتش هم بعضي از آنها مذكور وبديوان وپاره‌اى مثنويّات ومنظومات أو در ضمن تأليفات وى اشاره خواهد شد : 1 - آب زلال كه مثنوى است وبنام خطاب بحضرت حقّ وخطاب بنفس بدو جرعه تقسيمش نموده است .